زبانشناسی حقوقی
زبانشناسی حقوقی
چكيده:
زبانشناسي حقوقي ـ Forensic linguistics ـ شاخهاي ميان رشتهاي از زبان شناسي و حقوق است كه در ده سال اخير بخصوص از سال 1997 به بعد در محافل زبان شناسي و حقوقي آمريكا جايگاه قابل ملاحظهاي پيدا كرده است. هر چند ارائه يك تعريف مختصر و در عين حال جامع و كامل تا حدود بسيار زيادي دشوار بنظر ميرسد، اما شايد بتوان گفت؛ «زبانشناسي حقوقي» علمي است كه ناظر بر عملكرد و كاربرد كليه زيرشاخههاي زبان شناسي اعم از «صرف»، «نحو»، «آواشناسي»، «واج شناسي»، «معني شناسي»، «كاربرد شناسي» و «تحليل كلام» در چارچوب اهداف مرتبط با قانون در محاكم قضايي ميشود.
بسياري از حقوقدانان و زبانشانسان با استناد به مباني زبان شناسي نظري و همچنين هزاران پروندهي حقوقي مطرح شده در محاكم قضايي آمريكا و اروپا اذعان دارند كه رابطهي نزديكي بين رشته زبانشناسي و رشتهي حقوق وجود دارد. در واقع يك « زبانشناس حقوقي» با استناد به اصول مباني دانش زبان شناسي و با بكارگيري تكنيكهاي مختلفي همچون «تحليل گفتمان» و بهرهگيري از «نظريههاي عمومي زبان» و «نظريه كنشهاي گفتاري» نظر كارشناسي خود را در اختيار دادگاه قرار ميدهد تا گشايشي در پيچيدگيهاي يك پرونده حقوقي حاصل شود. با توجه به نظرات كارشناسي بسياري كه زبان شناسان در رابطه با پروندههاي مختلف در محاكم قضايي امريكا و اروپا ارائه نمودهاند، حوزه فعاليت و همكاري تخصصي زبانشناسان را عمدتاً ميتوان در موضوعات زير خلاصه كرد: 1) مسائل زبانشناسي مرتبط با شكايات مربوط به سوء استفاده از علائم تجاري كالا ها 2) تجزيه و تحليل قانوني دستنوشته 3) گويششناسي 4) تجزيه و تحليل كلام و يا بكارگيري اصول منظور شناسي 5) تحليل زبان شناسي زبان مبدأ و تشخيص زبان مادري اشخاص 6) تفسير متن قراردادها و مصوبات 7) آواشناسي و مشكل هويت و شناسايي گوينده 8) مناقشه پيرامون تأليف و تشخيص اسناد مكتوب مخدوش 9) قابل فهم نمودن دستورالعملها و نقطه نظرات هيأت منصفه 10) پيبردن به سطح مهارت زباني در شخص متهم.
همانگونه كه اشاره شد، «زبان شناسي حقوقي» از رويكردهاي نوين در حوزه علمي زبان شناسي و حقوق محسوب ميشود كه امروزه جايگاه واقعي خود را در محاكم قضايي امريكا و اروپا پيدا كرده است.
ارسال توسط : آقای حسین رحیمی آزاد
شاید نشود به گذشته برگشت و یک آغاز زیبا ساخت